خرید بک لینک
۱. دارم میروم برای سخنرانی در یک سمینار تربیتی. راننده تاکسی، سر حرف را باز می کند و از من می پرسد: "هنرستانی هستی؟" هنرستانی؟؟؟!!! من؟؟؟!!! حالا درست است که زیادی خوب مانده ام و خیلیها مرا با دخترها

برچسب: نویسنده: اشکان رضاپور تاريخ: سه شنبه 24 دی 1398 ساعت: 23:46

دلم می خواهد بنویسم اما نوشتن سخت شده است. دیشب یک پست نوشتم، زیادی غمگین شد، منتشرش نکردم. به موضوع دیگری برای نوشتن فکر کردم و بعد یادم افتاد که ممکن است باعث سوءتفاهم برای بعضی ها شود، ننوشتم. خ

برچسب: نویسنده: اشکان رضاپور تاريخ: سه شنبه 24 دی 1398 ساعت: 23:46

حرفهای زیادی را نگفتم چون نخواستم کسی را برنجانم، چون رویم نشد بگویم، چون لازم می دانستم به فرد مقابلم احترام بگذارم، چون حوصله بحث نداشتم، چون از بی منطقی و تعصب بدم می آمد، چون می دانستم درک

برچسب: نویسنده: اشکان رضاپور تاريخ: سه شنبه 24 دی 1398 ساعت: 23:46

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

برچسب: نویسنده: اشکان رضاپور تاريخ: سه شنبه 24 دی 1398 ساعت: 23:46

1. وقتی خدا داشت ما دهه شصتیها و دهه پنجاهیهای ایرانی را می آفرید، به احتمال زیاد مقدار قابل توجهی قناعت و به خود سختگیری و آینده نگری افراطی داخل خاکمان کرد که چون مقدارش زیاد بود، در کل زندگیمان اثر

برچسب: نویسنده: اشکان رضاپور تاريخ: سه شنبه 24 دی 1398 ساعت: 23:46

معمولا اونی که بیشتر و بهتر حرف میزنه بیشتر حق بهش داده میشه. اونی که سکوت می کنه مقصر به نظر میاد. استادم همیشه بهم می گفت تو دنبال دفاع از حق خودت نیستی. و من بیشتر از حق به حرمتها فکر می کردم و مه

برچسب: نویسنده: اشکان رضاپور تاريخ: سه شنبه 24 دی 1398 ساعت: 23:46

هیچ وقت یادم نمی رود اولین باری را که در کتاب تاریخمان در مورد کشورهای پیشرفته و کشورهای عقب مانده خواندیم و ما بچه ها، مشتاقانه می خواستیم بدانیم ایران جزء کدام یک از این دو گروه است. الان که فکر می

برچسب: نویسنده: اشکان رضاپور تاريخ: سه شنبه 24 دی 1398 ساعت: 23:46

۱. از دفتر مجله ای زنگ زدند و سفارش مقاله دادند؛ آن هم با موضوع راهکارهای فلان معضل که دقیقا معضل بغرنج زندگی خودمان است و چند سالی است روند طبیعی زندگیمان را به هم ریخته و آرامشمان را گرفته است. قبول

برچسب: نویسنده: اشکان رضاپور تاريخ: سه شنبه 24 دی 1398 ساعت: 23:46

کاش هیچ وقت از این همه سرسختی پشیمون نشم. * این که بشی بت یه نفر و چشم بسته مدح و ثنات کنه و بدیهات رو نبینه و بی منطق دوستت داشته باشه چیز خوبی نیست. شاید حس خوبی باشه که کسی در این حد بهت ارادت داش

برچسب: نویسنده: اشکان رضاپور تاريخ: پنجشنبه 5 دی 1398 ساعت: 6:54

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

برچسب: نویسنده: اشکان رضاپور تاريخ: پنجشنبه 5 دی 1398 ساعت: 6:54

فروید _روانشناس_ مقاله ای دارد که در آن از خاطرات پنهانگر حرف میزند. خاطرات پنهانگر، خاطرات بی اهمیتی از دوران کودکی هستند که به صورت برشهای مقطعی در ذهن مانده اند و ما نمی دانیم چرا باید یادمان باشد

برچسب: نویسنده: اشکان رضاپور تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 15:14

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

برچسب: نویسنده: اشکان رضاپور تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 15:14

در خانه ما قانون نانوشته ای وجود دارد که طبق آن، بعصی چیزها را فقط و فقط بابا باید بخرد و تا حالا اتفاق نیفتاده کس دیگری برای خریدشان به مغازه برود. هفته پیش که من باز هم حاصر نشده بودم مرخصی بگیرم و

برچسب: نویسنده: اشکان رضاپور تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 15:14

داشتم اجناس دستفروش افغانی را نگاه می کردم. دو نفر بودند. یک پسر نوجوان و جوانی 27-28 ساله و هر دو خیلی مودب و خوش برخورد. یک دفعه یک پسر جوان ایرانی، از آن طرف، دوان دوان خودش را به آنها رساند و بدون

برچسب: نویسنده: اشکان رضاپور تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 15:14

با خودم فکر کردم اگر من یک تکه گل بردارم و با آن بهترین مجسمه ی دنیا را بسازم و این طور برنامه ریزی کنم که وقتی خشک شد، رنگش می زنم و آن را در اتاقم می گذارم تا به آن حال و هوای دیگری ببخشم و هی برای

برچسب: نویسنده: اشکان رضاپور تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 15:14

آقای راننده، ورودم را به تاکسی اش با این جمله خیر مقدم گفت: "من ر_ _م به سر تا پات" (جای خالی را طوری پر کنید که گلاب به رویتان عملی بشود که فقط در دستشویی یا داخل پوشک انجام می شود!) البته که مخاطبش

برچسب: نویسنده: اشکان رضاپور تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 15:14

کامنتهای این پست کم کم رفت به سمت خاطرات خنده دار من و گندم و دختر معمولی از اصفهان و شیراز. گندم پیشنهاد داد یک پست بگذارم و از شما ملت همیشه در صحنه دعوت کنم که خاطرات خنده دار خودتان از سفر به استا

برچسب: نویسنده: اشکان رضاپور تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 15:14

کجاست جای رسیدن و پهن کردن یک فرش و بی خیال نشستن و گوش دادن بهصدای شستن یک ظرف زیر شیر مجاور؟ و در کدام بهار درنگ خواهی کردو سطح روح پر از برگ سبز خواهد شد؟ کجاست سمت حیات؟ سهراب سپهری

برچسب: نویسنده: اشکان رضاپور تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 15:14

1. همه می دانند که من عاشق دورهمی های شب یلدا هستم و از بین مراسمهای وطنی، یلدا، بعد از عید نوروز، برایم رتبه دوم را دارد. اما هر چه یلدا را دوست دارم از تزئین میوه های یلدایی بیزارم. اصلا به نظرم میو

برچسب: نویسنده: اشکان رضاپور تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 15:14

صفحه بندی